تبليغاتX
سجاد رحیمی مدیسه
دل نوشته های من

از لحظه ای که آخرین دکمه پیراهن رو می بنده٬اسکناس های سبز و آبی و گاهی زردرنگ از جیب کتش کم می شه.به بهونه آرایشگاه٬دسته گل٬شیرینی٬شام٬اسپند٬رقصیدن٬مجلس گرم کردن و... بیش از ۲۰۰ نفر مقابلش رژه می رن تا اون دست به جیب بشه.فقط کافیه به یکی بی اعتنایی بکنه.گاهی مجبوره هزینه ای معادل یه سفر رو خرج انعام بکنه.چرا؟چون شگون داره.

چرا به غلط بعضی کارها رو به بهونه "شگون داشتن" به عرف تبدیل می کنیم؟باور کن همین شگون های من درآوردی هست که مثل طناب٬دست و پاهامون رو بسته و روز به روز محکم تر هم می شه.اگر فردی هم بخواد فقط یه کوچولو این طناب رو شل بکنه٬همه بهش حمله می کنن:همیشه که این طور دور هم جمع نیستیم...خسیس بازی درنیار...زمونه عوض شده...مراسم تو باید دهان به دهان توی فامیل و آشناها نقل بشه...چند روز دیگه برای بچه خودت همه این ها برمی گرده به جیب خودت...و خیلی استدلال های غلط دیگه.

چه قدر زیاد هستن پسرهایی که وقتی در مراسمی شرکت می کنن٬فیلم جشن مفصل یکی از دوستان یا اقوام رو می بینن و یا از جلوی تالار عروسی رد می شن٬به این فکر می کنن که حالا حالاها نمی تونن به سنت پیامبرشون عمل بکنن و باید صبر و تقوا پیشه نمایند!!!چه بسیارن دخترای جوونی که یا پدر و مادرشون٬خواستگار رو به بهونه های مادی رد می کنن و یا این که چون مثل فلان دختر آشنا یا فامیل جهیزیه ندارن٬باید فعلآْ در خونه بمونن.

به نظر من ایمان خانواده های امروزی کم شده.خود خدا در قرآن فرموده که هر انسانی ازدواج بکنه٬روزیش رو زیاد می کنه.همین کارهای به اصطلاح "شگون" باعث خیلی نا به سامانی ها شدن.نا به سامانی هایی که قلم هم از بیان اونا شرمساره.شگون ها باعث شده که خیلی پسرهای ما فکرشون این باشه که مخ یک دختر پولدار رو بزنن تا نونشون توی روغن باشه.متأسفم برای چنین افرادی که مزه خوردن نون بازوی خودشون رو هیچ وقت نخواهند چشید.شگون ها باعث شده که... .اصلاْ ولش کن٬چون گفتنی ها و درد و دل ها زیاد هستن.نظر تو چیه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 11:45  توسط سجاد رحیمی مدیسه  |