|
دل نوشته های من
|
اولین مسئولیت آدم اینه که خودش بشه.اگه این طور نبود٬خدا٬همه ما رو انقدر متفاوت خلق نمی کرد.تا به امروز دو نفر شکل هم نبودن و نیستن و به احتمال قوی نخواهند بود.هرکس در دنیا صاحب چیزاییه که هیچ کس دیگه ای اونا رو نداره.فکرشو کن...محشر نیست؟!آیا وقتش نرسیده که با خودت دست بدی و بگی:"سلام رفیق!کجا بودی تا حالا؟"
خیلی بده که آدرس همه جا رو بلد باشی٬الا آدرس خونه خودت رو.بد نیست گاهی سری به خونت بزنی٬حال و احوالی با خودت بکنی٬ببینی چه دردی داری٬کجای کارت عیب پیدا کرده٬چه جوری می شه رفع و رجوعش کرد.شاید بپرسی:"مثلاْ توی من کوفتی چه چیز به درد بخوری پیدا می شه که کشفش کنم؟" من که هیچ وقت نفهمیدم چرا دائماْ توی سرمون می زنیم که چیزی نشیم!اگه چیزی نشی٬چه طور می تونی به بقیه کمک کنی؟اصلاْ خدا تو رو خلق کرده که چیزی بشی و کاری بکنی و این سرنوشتته.پس چرا از نوع خرت و پرت و آشغالش بشی؟حیف نیست؟این همه "شدن"های به درد بخور و قشنگ توی دنیا هست:مهربون شدن٬زیبا شدن٬بخشنده شدن و همین طور بگیر برو تا برسی به آدم شدن!
یه مثال می زنم:وقتی یه مورچه توی لیوان آبت میفته٬برخوردای متفاوتی می تونی داشته باشی.می تونی بگی:"اه!توی لیوان من چه کار می کنی؟"و بعد لهش کنی.و یا بگی:"همون جا باش و واسه خودت شنا کن."اما قشنگ ترین کار اینه که کمی شکر توی آب بریزی و بعد بری سراغ یه لیوان دیگه.به این می گن عشق.یادت باشه که به خاطر عشق٬عاشق بشی.غیر از این باشه٬آدمیتت رو از دست می دی. موقعی که برای اون مورچه شکر می ریزی٬چه چیزی رو از دست می دی؟تو به اون شکر می دی٬چون به شکر احتیاج داره.همین!
برای آدم شدن چی کار باید کرد؟جوابش خیلی ساده هست.سعی کن خودت باشی و ادای بقیه رو در نیاری.بیشتر این بقیه هایی که انقدر به نظرت جلوه می کنن٬به شر خودشون درموندن و معطلن که تو بری و بهشون بگی:"سلام!کمک نمی خوای که از شر خودت خلاص بشی؟!"